ديدگاه معلم از نظر يادگيري:

مصاحبه اي را با دو معلم انجام داده اند كه چگونگي ديدگاه معلم در مورد يادگيري

عامل نوع تصميماتي است كه او درباره روش سازماندهي كلاس و روابط متقابل با بچه ها

 را نشان مي دهد بدين منظور دو معلم در مدارس ابتدايي يكي از شهرهاي بزرگ كه هر دو در مدارس

 با معماري مشابه تدريس مي كردند

 معلم اول روش تدريس رسمي بودن در جواب به پاسخ ها

منعكس ميكرد.                                                   

  معلم دوم روش غير رسمي را انتخاب كرد هر دو براي تصميم گيري خود دلايلي داشتند ار آنها خواسته

شد كه ديدگاه خود را تغيير دهند اما معلمين فقط روش كار خود را تغيير دادند پس مي توان نتيجه گرفت

 به منظور تغييرات واقعي لازم است تغييرات نگرشي در معلمين انجام شود كه اين بسيار فراتر از پذيرفتن

 روشهاي متفاوت كار است.

ديدگاه علم آموزي كودكان:

توضيح اين مطلب براساس مدلي است كه نشان مي دهد وقتي فردي با چيزي تازه روبه رو ميگردد

ميخواهد از اين مطلب جديد سر در بيارد كه اغلب ناخداگاه در گوشه هاي ذهن خود بدنبال تجربه هاي

 قبلي ميگردد كودكان همين روش را دنبال ميكنند ولي با تجارب محدود مثلاً وقتي گروهي از دانش

آموزان يازده ساله را با اين واقعيت رو به رو كنيم كه مكعب هاي چوبي جلا دار پس از خيس شدن به هم

 مي چسبند به اين نتيجه ميرسند كه خيس بودن مكعب ها به آنها خاصيت آهنرباي داده است وقتي

براساس اين مدل تجارب قبلي با تجربه جديد نتواند ارتباط برقرار كند شخص از خلاقيت و تخيل خود بهره

مي برد. هر فكري با موضوع مرتبط شود بايد با آزمودن آن بفهميم آيا براي تجربه جديد مفيد واقع شده

است يا نه؟   سه امكان در اين آزمودن به وجود مي آيد:

1) ايده يا فكر با موضوع مرتبط تعيين مي شود در اين صورت تجربه جديد تقويت مي شود.

2) فكر يا ايده مرتبط تاييد نمي شود در اين صورت فكر ديگري جايگزين مي شود.

3) در صورت تغييري كوچك فكر مرتبط با شواهد تجربه جديد خواهد شد.

در مورد گزينه يك و سه مسئله يادگيري انجام مي گيرد و شخص مي تواند تجربه جديد را درك كند.